حبيب الله الهاشمي الخوئي

381

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

بر شما باد كه اين أخلاق فاضله را شيوه سازيد وملازم آنها شويد ودر باره آنها بيكديگر رقابت كنيد ، واگر نتوانيد همه را بحد كمال رسانيد بايد بدانيد كه دريافت خير اندك بهتر است از ترك خير بسيار . علي گفتا كه بودم يك برادر براه حق مرا خود يار وياور بزرگ آمد بچشمم ز ان كه دنيا بچشمش بود خرد وخوار وبيجا ز فرمان شكم سرپيچ وناخواه هر آنچش مينشد حاصل ز هر راه وز آنچش حاصل آمد خورد كمتر سخن كم گفت وبد خاموش أكثر چه گفتي چيره بر گويندگان بد دل هر سائل از حرفش خنك شد شعارش ناتواني بود ومردم شمرده ناتوانش بىتكلَّم بگاه جنگ شير بيشه اى بود بدشمن همچو مار انديشه اى بود نگفتي حجّتش جز نزد قاضي نكردى سرزنش بيعذر ماضي نكرد از درد خود بر كس شكايت مگر دنبال بهبود وبرائت هر آنچه گفت در كردار آورد نگفتي آنچه در كردار ناورد چه حق بشنيد خاموشي گزيدى شنيدن را بگفتن برگزيدى چه اندر بر دو كأرش جلوه گر شد مخالف با هوايش در نظر شد شما را باد اين اخلاق نيكو رقابت بر سر آنهاست دلجو اگر نتوان همه در دست آورد نشايد ترك آنها يكسره كرد التاسعة والسبعون بعد المائتين من حكمه عليه السّلام ( 279 ) وقال عليه السّلام : لو لم يتوعّد الله على معصيته لكان يجب أن لا يعصى شكرا لنعمته . المعنى ظاهر هذا الكلام أنّ حرمة العصيان شرعيّة ومورد وعيد من الله ، ولكنّ التحقيق